احراض

لغت نامه دهخدا

احراض. [ اِ ] ( ع مص ) پدر فرزند ناخلف شدن. ( منتهی الارب ). فرزند بد زادن. ( تاج المصادر ). || سخت بیمارکردن. ( زوزنی ). بیمار افکندن. ( منتهی الارب ): احرضه اﷲ. || نزار کردن عشق مردم را. ( زوزنی ). || گداختن بدن را و نزدیک بمرگ کردن. || خداوندِ معده فاسد گردانیدن. ( منتهی الارب ).
احراض. [ اَ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ حَرَض. مردم ضعیف که کارزار نتوانند کرد.

فرهنگ فارسی

مردم ضعیف که کارزار نتوانند کرد

جمله سازی با احراض

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 از تاریخ دهم ژانویه ۲۰۰۹ سیاست یک شخص، یک کرایه(One Person, One Fare)به اجرا درآمده است. بر اساس این سیاست، هزینه شخص همراهی کننده فرد کم بینا یا نابینا، به شرط احراض صلاحیت، از پرداخت هزینه بلیط معاف است.

💡 ۹های تکراری در یکی دیگر از کارهای جورج کانتور نیز به چشم می‌خورد. این موضوع به ساختار یک اثبات درست با استفاده از استدلال مورب او در سال ۱۸۹۱، برای توصیف بسط اعشاری، برای غیرقابل شمارش بودن بازه واحد، باز می‌گردد. چنین اثباتی نیاز به اعلام جفت‌های معین از اعداد حقیقی می‌باشد که بسط اعشاری مختلفی دارند، لذا باید از جفت‌هایی مانند ۰٫۲ و ۰٫۱۹۹۹‎…‎ احراض نمود. یک روش ساده نمایش همه با بسطی بی‌پایان بود؛ روشی مخالف تکرار 9. روش دیگری که مشابه بحث اصلی کانتر بود، استفاده از مبنای ۲ و تبدیل بسط‌های مبنای ۳ به مبنای ۲ بود، که غیرقابل شمارش بودن مجموعه کانتر را اثبات می‌کرد.

اوشاخ یعنی چه؟
اوشاخ یعنی چه؟
ارغوان یعنی چه؟
ارغوان یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز