مغز جوش

لغت نامه دهخدا

مغزجوش. [ م َ ] ( نف مرکب ) به جوش آورنده مغز. شوراننده مغز:
ساقی می مغزجوش درده
جامی به صلای نوش درده.نظامی.

فرهنگ فارسی

به جوش آورنده مغز شوراننده مغز

جمله سازی با مغز جوش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چو بهرام بنشست بر تخت زر دل و مغز جوشان ز مرگ پدر

نکوهیدن یعنی چه؟
نکوهیدن یعنی چه؟
چیپ یعنی چه؟
چیپ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز