لغت نامه دهخدا
مجلود. [ م َ ] ( ع مص ) چابک و چالاک گردیدن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). جلادة. جلد. جلودة. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). و رجوع به جلادة و جلادت شود.
مجلود. [ م َ ] ( ع مص ) چابک و چالاک گردیدن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). جلادة. جلد. جلودة. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). و رجوع به جلادة و جلادت شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 حديث: 3 حدثنى محمد بن على ماجيلويه رضى الله عنه عن عمهمحمد بن ابى القاسم عن احمد بن ابى عبدالله عن ابى حيونه عن ابيه عن عمرو بن ابىالمقدام عن ابى جعفر عليه السلام قال مر بهرجل مجلود فقا اين كان خاتمه العقيق اما انه لو كان عليه ما جلد.