متفلسف
مترادفها
فیلسوفمآب، فیلسوفنما
متضادها
سادهلوح
لغت نامه دهخدا
متفلسف. [ م ُ ت َ ف َ س ِ ] ( ع ص ) مدعی فلسفه. فلسفی. که دعوی فیلسوفی کند. که فیلسوفی بخود بندد. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). || فلسفه دان. عالم به فلسفه. حکیم: کان مجلس یوحنا ابن ماسویة اعمر مجلس کنت اراه بمدینة السلام لمتطبّب او متکلم او متفلسف. ( عیون الانباء ج 1 ص 175 ).
فرهنگ فارسی
مدعی فلسفه
جمله سازی با متفلسف
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 به اين مضمون با اندك تغييرى در لفظ، اخبار نبوى و وَلَوى بسيار است و هر يك مجتهد واخبارى و مفسّر و متكلّم و متفلسف و متصوف، تخصيص داده اند علم مفروض را به فن خود وحقّ، عدم اختصاص است بلكه مراد، مراتب ثلاثه مذكوره ايت كه در حديث سابق تفسيرفرمودند و مفاد حديث شريف آنكه، هركس داخل دايره اسلام باشد، بر او واجب است، طلبنمودنِ عالِم وقت را و از خدمت او تحصيل عقائد يقينيّه دينيّه و آداب قلبيه و احكام شرفيهكردن تا صحن سراى اسلام به نور ايمان، روشن گردد و بدون اين، از اسلام، بهرهنخواهد داشت غير حفظ خون و مال و عِرض و قسط غنائم. (( كمانقل عن ابى عبدالله عليه السلام: ان الاسلام يحقن به الدم و يؤ دى به الامانة وتستحل به الفروج و الثواب على الايمان (170).))
💡 او همیشه سعی میکند در هر بحثی که شرکت میکند، با نگاهی متفلسف به مسائل بنگرد و ریشههای عمیقتر حوادث را تحلیل کند.
💡 برخلاف افراد عملگرا، او شخصیتی بسیار متفلسف دارد و ترجیح میدهد ساعتها درباره مفاهیم انتزاعی و وجودی زندگی با دوستانش گفتگو کند.
💡 نویسنده در این کتاب با لحنی متفلسف به بررسی چالشهای اخلاقی در دنیای مدرن پرداخته و تلاش کرده پاسخهایی برای آنها بیابد.