( مبصرة ) مبصرة. [ م ُ ص ِ رَ ] ( ع ص ) حجت. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). || روشن و پیدا و هویدا. ( ناظم الاطباء ). روشن و پیدا و منه قوله تعالی:...و جعلنا آیةالنهار مبصرة. و قوله تعالی... و آتینا ثمودالناقة مبصرة؛ ای آیة واضحة بینه. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از محیطالمحیط ) ( ناظم الاطباء ). || بیناکننده. منه قوله تعالی: فلما جأتهم آیاتنامبصرة؛ ای تجعلهم بصراء. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ).
مبصرة. [ م َ ص َ رَ ] ( ع اِ ) حجت و حجت واضح و کار بی شبهه. ( ناظم الاطباء ) ( از محیطالمحیط ).
( اسم ) مونث مبصر جمع: مبصرات.
حجت
[ویکی الکتاب] معنی مُبْصِرَةً: روشنگر - نور دهنده - درخشنده - واضح و روشن - آنچه سبب بینایی می شود - بینا کننده (اسم فاعل از مصدر ابصار)
ریشه کلمه:
بصر (۱۴۸ بار)
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مراد از آيت بودن شب و روز و محو آيت ليل و مبصره بودن آيات نهار
💡 گروه سوم مستكبرانى هستند كه با وجود يقين به حقانيت وحى رسالت، غيب را انكار مىكنند: (فلما جاءتهم اياتنا مبصره قالوا هذا سحر مبين )، (388) (وجحدوا بها واستيقنتها انفسهم )، (389) (قال لقد علمت ماانزل هولاء الا رب السموات والارض بصائر) (390) و چون اينان انكارىزروگويانه دارند، پاسخ خداى قهار به آنان نيز جز شمشير و زور نيست: (فقاتلواائمه الكفر). (391) البته در بحثهاى جهاد، معلوم مى شود كه جهاد ابتدايى براىدفاع از حقوق انسانيت و حظوظ فطرت ناب است، نه از بابتحميل عقيده.