لفش

لغت نامه دهخدا

لفش. [ ] ( اِ ) درختی است بزرگ و منبت او نواحی شام و در تری و سبزی مشتعل میشود و در خشکی بسیار دیر آتش در او تأثیر میکند. ابن ابی خالد گوید: مراد از قول سبحانه و تعالی: من الشجر الأَخضر ناراً ( قرآن 80/36 ) اوست. طلای برگ خشک مسحوق او رافع برص و بهق و عصاره او رافع قوباست. انطاکی گوید: آن چوب صنوبر است. ( تحفه حکیم مؤمن ).

فرهنگ فارسی

درختی است بزرگ و منبت او نواحی شام و در تری و سبزی مشتعل می شود و در خشکی بسیار دیر آتش درو تاثیر می کند.

جمله سازی با لفش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مانند كتاب اربعه (كافى، من لا يحضره الفقيه، تهذيب و استبصار) در روزگار ما كه نيازى به اثبات كتاب به شخص مؤ لفش نبوده و تنها به ذكر اتصال سندشان از راه قرائت كتاب نزد مؤ لفش، و گاهى هم علاوه ذكر اتصال سندشان از راه قرائت كتاب با چند واسطه به مولف، به ذكر اجازه با واسطه و يا واسطه هايى چند در آن بسنده مى كردند.

💡 از سخن نجاشى و ديگران چنين بر مى آيد كه كتاب مزبور، كافى نام داشته و گهگاه نيز به نام مؤ لفش (كلينى ) خوانده مى شده، همان گونه كه ما امروزه كتاب تاريخ الامم و الملوك طبرى را بنام مؤ لفش تاريخ طبرى مى ناميم.

💡 گذشته از آن، گاه اتفاق مى افتاد كه اصل يا كتابى كه مورد رجوع محدثين بوده، در عصر ايشان از شهرت و آوازه اى برخوردار و نقل آن از مؤ لفش ‍ متواتر بوده است.

💡 و در آخر به ايشان اجازه مى دادند كه همان كتاب را به واسطه ايشان از طرف مؤ لفش روايت كنند، و همين طور، طبقه اى به دنبال طبقه اى ديگر، و نسلى پس از نسلى ديگر، هر دانشجو كتاب مزبور را نزد مؤ لفش، و يا استادى ديگر قرائت مى كرد و بدين سان قرائت و روايت او به مولف كتاب متصل مى گرديد.

💡 مؤ لف گويد كه: شيخ حرّ عاملى در كتاب (املالامل ) مى فرمايد: (شيخ محمّد بن اسماعيل بن حسن بن ابى الحسين بن على الهرقلى،فاضل عالم و از تلامذه علاّمه بود و من ديدم كتب مختلف به خط او و ظاهر مى شود از آنكتاب كه آن را در زمان مؤ لفش نوشته و اين كه آن را نزد او يا پسرش يعنىفخرالمحققين خوانده. انتهى.)

رفیق یعنی چه؟
رفیق یعنی چه؟
برعیس یعنی چه؟
برعیس یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز