لاحب

لغت نامه دهخدا

لاحب. [ ح ِ ] ( ع ص ) راه روشن و فراخ. ( منتهی الارب ). راه هویدا. ( مهذب الاسماء ). راه پیدا.
لاحب. [ ح ِ] ( اِخ ) ابن مالک بن سعداﷲ من بنی جعیل ثم من بنی صخر.ابن عبدالحکم ذکر وی در عداد صحابه ای که به مصر فرود آمدند کرده است و از سعیدبن عفیر نقل کرده که: انه بایع رسول اﷲ علیه و آله و سلم فی عصابة من قومه. ابن یونس گوید لاحب بن مالک البلوی صحابی شهد فتح مصر ولا نعلم له روایة ذکروه فی کتبهم. ( الاصابة ج 6 ص 2 ).

جمله سازی با لاحب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 (( لعمرك اننى لاحب داراتكون بها سكينة و الرباباحبهما و ابذل جل مالىو ليس لعاتب عندى عتاب ))والده اش (رباب ) دختر (امرءالقيس )(63) است كه او نيز مادر همانطفل رضيع است كه در كربلا، بزخم تير، شهيد گشت و (رباب ) را بعد از شهادتامام حسين (ع )، اشراف قريش، خواستگارى كردند كه ابدا اجابت نكرد و گفت: من بعد ازمواصلت با پيغمبر با كس ديگر، مواصلت نكنم و بعد امام حسين (ع ) شوهرى ديگرنخواهم و در مجلس (ابن زياد) چون نظرش بر سر شوهرش افتاد، بى تاب شده و آنسر را گرفت و بوسيد و در كنار خود نهاد و نوحه سرائى كرد و گفت:

💡 ساعات الليل اثنتا عشرة ساعة و ساعات النهار اثنتا عشرة ساعة، وافضل ساعات الليل و النهار اوقات الصلوات، ثمقال - عليه السلام -: انه اذا زالت الشمس فتحت ابواب السماء و هبت الرياح و نظر اللهالى خلقه، لاحب ان يصعدلى عند ذلك الى السماءعمل صالح، ثم قال: عليكم بالدعاء فى ادبار الصلوات فانه مستجاب؛

قمبل یعنی چه؟
قمبل یعنی چه؟
جلوه کنان یعنی چه؟
جلوه کنان یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز