فارغ ساختن
مترادفها
رها کردن، آزاد کردن
متضادها
مشغول کردن، گرفتار کردن
لغت نامه دهخدا
فارغ ساختن. [ رِ ت َ ] ( مص مرکب ) آسوده کردن. || زایانیدن. رجوع به فارغ شود.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) ۱ - آسوده کردن ۲ - زایاندن.
جمله سازی با فارغ ساختن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تفریغ از نظر لغوی یعنی فارغ ساختن، و تفریغ بودجه در اصطلاح مالی فراغت از بودجه یا نتیجه ی اجرای بودجه است.