غلط کن
مترادفها
اشتباه کن
متضادها
درست کن
لغت نامه دهخدا
غلطکن. [ غ َ ل َ ک ُ] ( نف مرکب ) غلطکار: مغلاط؛ بسیار غلطگوی و غلطکن. ( منتهی الارب ). آنکه غلط و اشتباه کند و به خطا رود.
فرهنگ فارسی
( صفت ) ۱ - آنکه غلط و اشتباه کند ۲ - بسیار غلط گوی.
جمله سازی با غلط کن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 وگر تو گویی عیش من و تو هر دو یکیست غلط کنی که مرا عقلی و ترا نانیست
💡 دارم وصیّتی به تو ای دشمن دلم خواهم غلط کنی تو و گوشی به آن کنی