غلط گوی

لغت نامه دهخدا

غلط گوی. [ غ َ ل َ ] ( نف مرکب ) غلطگوینده. آنکه غلط و نادرست گوید: مغلاط؛ بسیار غلطگوی و غلطکن. ( منتهی الارب ):
ای طبیبان غلطگوی چه گویم که شما
نامبارک دم و ناسازدوائید همه.خاقانی ( دیوان چ عبدالرسولی ص 420 ).

جمله سازی با غلط گوی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نی غلط گفتم سحرگاهی که نقاشان صبح نقش تار پرنیان گویی بر اکسون می زنند

💡 اگر سر میبری غلطان تو چون گوی اناالحق در نهاد جان و دل گوی

💡 قصه گویان حق ز ما پوشیده اند معنی هجرت غلط فهمیده اند

💡 اختیاری نیست لطف عشق با سرگشتگان گوی غلطان اختیار از دست چوگان را گرفت

💡 یکی را سر به نوک نیزه عریان بین ز چوگان ستم چون گوی غلطان بین

پوزیشن یعنی چه؟
پوزیشن یعنی چه؟
گواد یعنی چه؟
گواد یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز