عه
لغت نامه دهخدا
عه. [ ع َه ْ ] ( ع اِ صوت ) کلمه ای است که بدان میش و قوچ را زجر کنند. ( از اقرب الموارد ). عا. عای. رجوع به عا و عای شود. || صوتی که ازرنج حکایت کند. ( یادداشت مرحوم دهخدا ):
نگوید عه اگر تا خایه بفشارد خر عنگش.سوزنی.|| در تداول عامه، صوتی که از نفرت حکایت کند.
عه. [ ع َه ه ] ( ع ص ) کم شرم خودپسند ستیزنده. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). کم حیاء و متکبر. ( از اقرب الموارد ).
فرهنگ فارسی
کم شرم خود پسند ستیزنده کم حیائ و متکبر
جمله سازی با عه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 بیههمتا و بیمیثل، بیشهریک، بیباک! جه عهیب موبهررا، جه ئالایش پاک!