علی حکیم
لغت نامه دهخدا
علی حکیم. [ ع َی ِ ح َ ] ( اِخ ) ابن محمد حسینی نجفی، مشهور به حکیم. عالم در علم طب ( 1200 الی 1300 هَ. ق. ). تولد و وفات او در نجف اشرف بوده است. وی از تلامذه صاحب الجواهر و شیخ مرتضی انصاری بوده است. او راست: 1 - حاشیه بر جواهر. 2 - حاشیه بر رسائل شیخ مرتضی. 3 - حواشی بر تذکره علامة. 4- حواشی بر خلاصةالحساب. 5 - حواشی بر رجال میرزا کبیر. 6 - حواشی بر سرخاب قوندی، در رمل. 7 - حواشی بر شرح الاسباب. 8 - حواشی بر کتاب الجفر سیدحسین عقیلی هندی. 9 - حواشی بر کلیات التفسیر. 10 - ذیل السلافه سیدعلی خان. 11 - رسالة فی الجدری ( آبله ) 12- رسالة فی الزبر و البینات. 13 - رسالة فی الوباء و الطاعون. 14 - شرح التبصرة. 15 - شرح تجرید. 16- شرح کتاب الکیمیاء ابی بکر رازی مصری امامی. 17 - شرح نجاةالعباد. ( از اعیان الشیعه عاملی ج 42 ص 44 ) ( از معجم المؤلفین ج 7 ص 193 ). و رجوع به مصنفی علم الرجال آقابزرگ طهرانی ص 315 شود.
فرهنگ فارسی
ابن محمد حسینی نجفی مشهور به حکیم عالم در علم طب ( ۱۲٠٠ قمری الی ۱۳٠٠ قمری ) تولد و وفات او در نجف اشرف بوده است وی از تلامذه صاحب الجواهر و شیخ مرتضی انصاری بوده است
جمله سازی با علی حکیم
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 پدرش میرزا علی حکیم که کوچهای به نام او در گرگان هست و پدربزرگش میرزا احمد حکیم از اطبای مشهور استرآباد (گرگان) بودند. خودش نیز تا پانزده سالگی، علاوه بر تحصیل در مدارس جدید زادگاهش، نزد هادی استرآبادی صرف و نحو عربی خواند. سپس به تهران رفت و از مدرسه طب فارغالتحصیل شد.