عصره

لغت نامه دهخدا

( عصرة ) عصرة. [ ع َ رَ ] ( ع اِ ) اسم المرة است از مصدر عَصر. یک بار فشردن. ( از اقرب الموارد ). || درختی است بزرگ. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ).
عصرة. [ ع َ ص َ رَ ] ( ع اِ ) غبار بسیار. ( منتهی الارب ). غبار. || بوی خوش طیب. || اِعصار برای زوبعة و دختر بالغ.( از اقرب الموارد ). رجوع به اعصار شود. || ج ِ عاصِر. ( از اقرب الموارد ). رجوع به عاصر شود.
عصرة. [ ع ُ رَ ] ( ع اِ ) پناه و رهایی جای. ( منتهی الارب ). ملجاء. ( اقرب الموارد ). || نزدیکی و قرابت: هؤلاء موالینا عصرة؛ این جماعت نسبشان به ما التصاق دارد و از نزدیکان ما می باشند. ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) ( از ناظم الاطباء ). || مانع شدن دختر رااز شوی کردن و تزویج. || أخذ عصرة العطاء؛ پاداش و ثواب بخشش را گرفت. ( از اقرب الموارد ).

فرهنگ فارسی

پناه و رهایی جای نزدیکی و قرابت گویند هولائ موالینا عصره یعنی این جماعت نسبشان به ما التصاق دارد و از نزدیکان ما میباشند

جمله سازی با عصره

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 سندونى، فقد حدثنى فلان و لا اءرى سيداءفضل منه فى زمانه قال حدثنى فلان و هو سيداءهل عصره الى اءن قال: قال رسول الله - صلى الله عليه و آله و سلم - على قسيم الجنةو النار على رغم اءنفك.

💡 عالم متبحّر جليل، افضلاهل عصره، شيخ ابوالحسن شريف عاملى، در كتاب (ضياء العالمين )نقل كرده از حافظ ابونعيم و ابوالعلاء همدانى كه هر دو به سند خود روايت كردند از ابنعمر كه گفت: فرمود رسول خدا صلى الله عليه و آله: (بيرون مى آيد مهدى عليهالسلام از قريه اى كه او را كرعه مى گويند و بر سر او ابرى است كه در آن ابرمناديى است كه ندا مى كند: اين مهدى، خليفه خداوند است. پس او را متابعت كنيد.)

💡 ابن صباغ مالكى گويد: سيد اهل عصره و اماماهل دهره اقواله سديده و افعاله حميده... كاشف الحقائق بنظره الصائب مظهر الدقائق بفكرهالثاقب المحدث فى سره بالامور الخفيات الكريمالاصل و النفس و الذات. قادتنا / 7 / 123

💡 علامه حلی: [خواجه نصیر] کان افضل اهل عصره فی العلوم العقلیه و النقلیه و کان اشرف من شاهدناه فی الاخلاق: [خواجه نصیر] بهترین زمانه خود در علوم عقلی و نقلی و با اخلاق‌ترین فردی بود که تا به حال دیده بودیم.

💡 كه در آن ذكرى است از تاءثير رقعه استغاثه عالم صالح متقى، مرحوم سيّد محمّد پسرجناب سيّد عباس كه حال زنده و در قريه جب شليت (مخفف جب شيث نبى اللّه است. چاهى استدر آنجا نسبت دهند به اين پيغمبر عليه السلام منه رحمه الله ) از قراىجبل ساكن است و او از بنى اعمام جناب سيّد نبيل و عالم متبحرجليل سيّد درّالدين عاملى اصفهانى صهر شيخ فقهاء عصره شيخ جعفر نجفى اعلى اللّهتعالى مقامهما ست.