لغت نامه دهخدا
عشق پرداز. [ ع ِ پ َ ] ( نف مرکب ) عاشق پیشه. عشق باره:
خوشا تغافل رسوای عشق پردازان
برای دیدن پنهان بهانه میخواهند.ظهوری ( از آنندراج ).
عشق پرداز. [ ع ِ پ َ ] ( نف مرکب ) عاشق پیشه. عشق باره:
خوشا تغافل رسوای عشق پردازان
برای دیدن پنهان بهانه میخواهند.ظهوری ( از آنندراج ).
عاشق پیشه عشق باره
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ساز ما را ذوق خوشتر می دهند ساز ما با عشق پردازی خوشست
💡 عشق چون سلطان به تخت دل نشست خانه را با عشق پردازی خوش است
💡 عشق سلطان است و تخت دل نشست خانه را با عشق پردازی خوشست
💡 برخاست ز بیضه ها به پرواز مرغان سرود عشق پرداز
💡 گلش چون گلرخان پروردهٔ ناز نوای بلبلانش عشق پرداز