عزوز

لغت نامه دهخدا

عزوز. [ ع َ ] ( ع ص ) ناقه ای که سوراخ پستانش تنگ باشد، و نیز گوسفند. ( از منتهی الارب ). ماده شتر تنگ احلیل، چنانکه گویند: ما العزوز کالفتوح؛ یعنی ناقه تنگ احلیل چون ناقه گشاداحلیل نیست. ( از اقرب الموارد ). ج، عُزُز. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ).
- فلان عنز عزوز لها درجم؛ یعنی او بسیارمال و شحیح و بخیل است. ( از اقرب الموارد ).
عزوز. [ ع ُ ] ( ع مص ) تنگ پستان شدن ناقه. ( ازمنتهی الارب ). «عَزوز» گشتن ماده شتر. ( از اقرب الموارد ). عِزاز. و رجوع به عزاز شود. || قوی گردیدن. ( از منتهی الارب ). عِزاز. رجوع به عزاز شود.

فرهنگ فارسی

تنگ پستان شدن ناقه گشن ماده شتر

جمله سازی با عزوز

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 برج بن عزوز (به عربی: برج بن عزوز) یک شهرداری در الجزایر است که در استان بسکره واقع شده‌است. برج بن عزوز ۱۱٬۰۴۳ نفر جمعیت دارد.

💡 جادالله عزوز الطلحی در ۱۵ ژوئن ۲۰۲۴، در سن ۸۵ سالگی درگذشت.

💡 رشید عزوزی (عربی: رشيد عزّوزي؛ زادهٔ ۱۰ ژانویهٔ ۱۹۷۱) یک بازیکن فوتبال اهل مراکش بوده است.

💡 بن عزوز (استان سکیکده) (به عربی: بن عزوز) یک شهرداری در الجزایر است که در استان سکیکده واقع شده‌است.

💡 جادالله عزوز الطلحی (عربی: جاد الله عزوز الطلحي؛ زاده ۱۹۳۹ – درگذشته ۱۵ ژوئن ۲۰۲۴) یک سیاستمدار و دیپلمات اهل لیبی بود. وی دو بار در سال‌های ۱۹۷۹ تا ۱۹۸۴؛ و سپس در سال‌های ۱۹۸۶ تا ۱۹۸۷ نخست‌وزیر لیبی بود.

مماشات یعنی چه؟
مماشات یعنی چه؟
خوار یعنی چه؟
خوار یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز