عجیل

لغت نامه دهخدا

عجیل. [ ع َ ] ( ع ص ) شتابنده.ج، عُجالی ̍ و عِجالی. ( از منتهی الارب ) ( آنندراج ).
عجیل. [ ع ُ ج َ ] ( ع اِ ) ناشتاشکن یا ماحضری که جهت قوم سازند. ( از منتهی الارب ) ( آنندراج ).

فرهنگ فارسی

ناشتاشکن یا ماحضریکه جهت قوم سازند

جمله سازی با عجیل

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 حسّان بن نُمیر دمشقی شهرت‌یافته به عرقلهٔ دمشقی و بعدها به عرقلهٔ أعور (به‌معنای: یک چشم) (۱۰۸۷ - ۱۱۷۲م) (نسب:ابوالنَّدی حسّان بن نمیرر بن عجیل کلبی دمشقی) شاعر مدح‌سرای شامی در سدهٔ ششم هجری بود. بیشتر جوانی‌اش را در گردش میان بوستان‌های پیرامون دمشق به «لهو و مجون» گذارند. در شام به امیران و والیان پیوست و آنان را مدح نمود. فنون شعری‌اش مدح، رثا، هجو، وصف طبیعت دمشق، خمریات، نسیب، غزل و مجون است.

خویش یعنی چه؟
خویش یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز