لغت نامه دهخدا
طوبا. ( اِخ ) طوبی. درختی در بهشت. رجوع به طوبا شود:
پشت این مشت مقلد کی شدی خم از رکوع
گرنه در جنت امید سایه طوباستی.ناصرخسرو.
طوبا. ( اِخ ) طوبی. درختی در بهشت. رجوع به طوبا شود:
پشت این مشت مقلد کی شدی خم از رکوع
گرنه در جنت امید سایه طوباستی.ناصرخسرو.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دانی که کجا جنت و طوبای (سحاب) است؟ آنجا که تو را با قد موزون نگرد کس
💡 گاهی به یاد سرو قدی، گریه هم خوش است تا کی ز شوق سدرهٔ طوبا گریستن
💡 - دارای نشان عالی و لوح طوبای زرین دهمین جشنوارهٔ بینالمللی هنرهای تجسمی فجر - 1396
💡 3-راه عبور مردم از پای این درخت می گذشت و سایه اش از سایه درختان طوبا خنکتر بود.
💡 به خاک پای گلبن می نویسد شکوه از غربت اگر بر شاخ طوبا بلبلی آرامگه دارد
💡 از اولیاست حیدر از حوضهاست کوثر از شاخهاست طوبا از باغهاست رضوان