لغت نامه دهخدا
طناب صبح. [ طَ ب ِ ص ُ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کنایه از خطوط شعاعی. اوحدالدین انوری راست:
باش تا صبح دولتت پس از این
تیغ خورشید برکشد ز نیام
تا کنی از طناب صبح طناب
تا کنی از خیام چرخ خیام.( از آنندراج ).
طناب صبح. [ طَ ب ِ ص ُ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کنایه از خطوط شعاعی. اوحدالدین انوری راست:
باش تا صبح دولتت پس از این
تیغ خورشید برکشد ز نیام
تا کنی از طناب صبح طناب
تا کنی از خیام چرخ خیام.( از آنندراج ).
کنایه از خطوط شعاعی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این دشت یک قلم ز غبار نفس پُر است حسرت کشیده است به هر سو طناب صبح