لغت نامه دهخدا
صندل سرخ. [ ص َ دَ ل ِ س ُ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) رجوع به صندل احمر شود.
صندل سرخ. [ ص َ دَ ل ِ س ُ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) رجوع به صندل احمر شود.
💡 ز خون گردیده سبزه مخمل سرخ درخت عود او شد صندل سرخ
💡 دو صد گنبد از صندل سرخ عود ستاده به زرین و سیمین عمود
💡 دل ما از غم ایام به تنگ است، مگر صندل سرخ می این دردسر ما ببرد
💡 نيز از طريقه خادم، روايت كردند كه گفت: داخل شدم بر صاحب الزمان عليه السلام پسبه من فرمود: (براى من صندل سرخ بياور!)