صفدار

لغت نامه دهخدا

صفدار. [ ص َ] ( نف مرکب ) دارنده صف. دارنده لشکر:
شاه محمود سیف دولت و دین
شه صفدار و خسرو صفدر.مسعودسعد.

جمله سازی با صفدار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چنو میری بگیتی در نه صفدار است نه صفدر گشاده دل گشاده در نهاده خو نهاده خوان

💡 تو شاه جهانگیری ای شاه جهاندار تو خسرو صفداری ای خسرو صفدر

💡 وغای تو بدساز و سخای تو بد سوز درفش تو صفدار و سنان تو صفدر

💡 گر صف آرائی صف آرائی بمیدان نبرد در سپاه خویش صفداری عدو را صفدری

💡 گه وقفه باشند صفدار، لیکن چو در حمله آیند گردند صفدر

فانوس یعنی چه؟
فانوس یعنی چه؟
آنتیموان یعنی چه؟
آنتیموان یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز