صف اندر صف
مترادفها
پشت سر هم، متوالی، پی در پی
لغت نامه دهخدا
صف اندر صف. [ ص َ اَ دَ ص َ ] ( ق مرکب ) صف های پشت هم. صف از پی صف. صفاصف: فرشتگان عرش آشیان پیرامن وی صف اندر صف عاکف و واصف. ( ترجمه تاریخ یمینی ص 448 ). رجوع به صف و صفاصف شود.
فرهنگ فارسی
صفهای پشت سر هم صفاصف.
جمله سازی با صف اندر صف
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 رسید ازکوفه و شامش صف اندر صف ز پی اعدا زکرکوک وری و مصرش هزار اندر هزار آمد
💡 در صف آن طاعت اکثر صفا پیشتر از عقد صف اندر صف آ
💡 ناو جوشنور بینی زده صف اندر صف مرغ بمبافکن یابی زده بال اندر بال
💡 به قصد کشتنم ترکان مژگانش صف اندر صف به چشمش اقتدا کردند در محراب ابرویش
💡 پریچهرگان را به صد گونه زیب صف اندر صف آراسته دل فریب
💡 در روزهای آغاز سال نو، مردم برای خرید هدایای خود در فروشگاههای بزرگ به صورت صف اندر صف ایستاده بودند تا زودتر به مقصد برسند.
💡 سربازان با نظم و انضباط بسیار بالا، به صورت صف اندر صف در میدان شهر حرکت میکردند که منظرهای بسیار باشکوه و مهیب ایجاد کرده بود.
💡 در مراسمهای مذهبی بزرگ، پیروان مختلف با ایمان و اشتیاق فراوان، صف اندر صف قرار میگیرند تا در مناسک آیینی شرکت کنند و دعا بگویند.