لغت نامه دهخدا
شکیبندگی. [ ش ِ / ش َ ب َ دَ / دِ ] ( حامص ) شکیبایی. صبوری.صابری. بردباری. صبر. ( یادداشت مؤلف ):
شکیبندگی دید درمان خویش
به تسلیم دولت سر افکند پیش.نظامی.رجوع به شکیبنده شود.
شکیبندگی. [ ش ِ / ش َ ب َ دَ / دِ ] ( حامص ) شکیبایی. صبوری.صابری. بردباری. صبر. ( یادداشت مؤلف ):
شکیبندگی دید درمان خویش
به تسلیم دولت سر افکند پیش.نظامی.رجوع به شکیبنده شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شکیبندگی دید درمان خویش به تسلیم دولت سرافکند پیش