شکسته پر

لغت نامه دهخدا

شکسته پر. [ش ِ ک َ ت َ / ت ِ پ َ ] ( ص مرکب ) شکسته بال:
قاف از تو رخنه سر شد و عنقا شکسته پر
از زال خرد یک تنه تنها چه خواستی.خاقانی.رجوع به شکسته بال شود.

فرهنگ فارسی

شکسته بال

جمله سازی با شکسته پر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 یاران، من آن شکسته پر و بال بلبلم؛ کز بیکسی ببال و پرم غبار

💡 سیمرغ از آن نیاید بیرون ز آشیان کز باز توست‌کوفته بال و شکسته پر

💡 من آن شکسته پر و بال طایرم چون چشم کز آشیانه پریدن ز من نمی آید

💡 به بزم عشق نه تنها دل شکسته پر است پیاله می و دست نگار بسته پر است

💡 بنشیند شکسته پر سوی تو می‌کند نظر که همین جاش می‌رسد مدد ارمغان تو

💡 ز ضعف تن شده‌ام آنچنان که افغانم درون سینه به مرغ شکسته پر ماند

رجل القوس یعنی چه؟
رجل القوس یعنی چه؟
نکوهیدن یعنی چه؟
نکوهیدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز