لغت نامه دهخدا
شهام. [ ش َ ] ( ع اِ ) غول بیابانی. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ).
شهام. [ ش ِ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ شَهْم، به معنی تیزخاطر چالاک. ( از منتهی الارب ). رجوع به شَهْم شود.
شهام. [ ش َ ] ( ع اِ ) غول بیابانی. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ).
شهام. [ ش ِ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ شَهْم، به معنی تیزخاطر چالاک. ( از منتهی الارب ). رجوع به شَهْم شود.
جمع شهم تیز خاطر چالاک
اسم: شهام (پسر) (عربی) (تلفظ: šehām) (فارسی: شِهام) (انگلیسی: sheham)
معنی: تیز خاطر، چالاک
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ماشاالله شمسالواعظین، محسن سازگارا، حمیدرضا جلاییپور، مسعود شهامی پور (معاون سردبير)، احمدرضا دالوند، صادق زیبا کلام، عمادالدین باقی، ابراهیم نبوی، جمشید بایرامی، مرتضی مردیها (دبیر گروه اندیشه)، علیرضا رجایی (دبیر گروه سیاسی) و اکبر گنجی.
💡 این حمله به شدت توسط مقامات بریتانیا محکوم شد، و دیوید بن گوریون میشائیل شهام، افسر هاگانا را که مسئول بخش اورشلیم بود، برکنار کرد و دیوید شلتیل را جایگزین او کرد. به گفته جان بی کویگلی، هتل یک مقر نظامی نبود و مقامات بریتانیا این حمله را به عنوان «قتل عمده افراد بی گناه» محکوم کردند. ایلان پاپه و جی بویر بل این عملیات را به سازمان نظامی ملی در سرزمین اسرائیل نسبت میدهند.