شلان

لغت نامه دهخدا

شلان. [ ش َ ] ( نف، ق ) صفت بیان حالت. لنگان. در حال شلیدن: شلان شلان رفتن؛ رفتن با شلی. لنگان لنگان رفتن. ( یادداشت مؤلف ).
- شلان شلان؛ تعبیری است نظیر لنگ لنگان و لنگان لنگان، صفت یا قید است برای راه رفتنی که به زحمت و با لنگیدن صورت گیرد. ( فرهنگ لغات عامیانه ).
- شلان شلان رفتن؛ لنگان لنگان رفتن. ( یادداشت مؤلف ).

فرهنگ فارسی

صفت بیان حال لنگان در حال شلیدن.

دانشنامه آزاد فارسی

شِلان (Sjælland)
(یا: زیلاند) جزیرۀ اصلی دانمارک، با ۷هزار کیلومتر مربع وسعت و ۲,۱۵۷,۷۰۰ نفر جمعیت (۱۹۹۵). کپنهاگ در آن واقع شده است. این جزیره ناحیه ای پست با خط ساحلی نامنظم است. مهم ترین صنعت آن تولید لبنیات است.

جمله سازی با شلان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ۳ و در آنجا جمعی کثیر از مریضان و کوران و لنگان و شلان خوابیده، منتظر حرکت آب می‌بودند.

میسترس یعنی چه؟
میسترس یعنی چه؟
اشوب یعنی چه؟
اشوب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز