شراشر

لغت نامه دهخدا

شراشر. [ ش َ ش ِ ] ( ع اِ ) گرانیها. || نفس. || محبت. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). || تمامه تن. ( منتهی الارب ). تمامی تن. ( از ناظم الاطباء ).
شراشر. [ ش َ ش ِ ] ( ع اِ ) ج ِ شِرشِرَة. ( از منتهی الارب ). رجوع شود به شرشرة.
شراشر. [ ش َ ش ِ ] ( اِخ ) نام موضعی است. ( منتهی الارب ).
شراشر. [ ] ( اِخ ) مصری. ورّاق و او کتابت مصحف نیز می کرده است. در نیمه اول قرن چهارم. ( ابن الندیم ).

فرهنگ فارسی

نفس، تمام جسد، تمامی تن، سراسراندام شخص
نام موضعی است

جمله سازی با شراشر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 و چون سالك را اين مشاهده دست دهد و خود را در شراشر اجزاى وجوديه خود، از تقواىملكيه تا سراير غيبيه، و جميع سلسله وجود را عاشق و طالب حق بيند و اظهار اين تعشق ومحبت را نمايد، از حق استعانت وصول طلبد و هدايت به صراط مستقيم را - كه صراط ربالانسان است ان ربى على صراط مستقيم (22) و آن صراط (منعم عليهم ) از انبياىكمل و صديقين است كه عبارت از رجوع عين ثابت به مقام الله و فناى در آن است نه فناىدر اسماى ديگر كه در حد قصور يا تقصير است - طلب كند. چنانچه منسوب بهرسول اكرم است كه فرمود: كان اءخى موسى عينه اليمنى عيماء و اءخى عيسى عينهاليسرى عمياء و اءنا ذوالعينين (23).جناب موسى را كثرت غلبه بر وحدت داشت،و جناب عيسى را وحدت غالب بر كثرت بود؛ ورسول ختمى را مقام بر زخيت كبرى، كه حد وسط و صراط مستقيم است، بود.

💡 هشت جنت را شمیم لطف او نایب مناب هفت دوزخ را شراشر قهر او قایم‌مقام

بی عرزه یعنی چه؟
بی عرزه یعنی چه؟
استیصال یعنی چه؟
استیصال یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز