لغت نامه دهخدا
سیه جامه.[ ی َه ْ م َ / م ِ ] ( ص مرکب ) که جامه سیاه پوشیده است. ماتم دار. عزادار. جامه ماتم پوشیده:
ماتم عمر رفته خواهم داشت
زآن سیه جامه ام چو میغ از تو.خاقانی.این سیه جامه عروسان را در پرده چشم
حالی ازاشک حلی های گهر بربندم.خاقانی.