سوزن زدن

لغت نامه دهخدا

سوزن زدن. [ زَ زَ دَ ] ( مص مرکب ) فروبردن سوزن در... ( یادداشت بخط مؤلف ). || دوختن. بشغل خیاطی مشغول بودن. ( یادداشت بخط مؤلف ). || با سرنگ مایعی را در بدن فروکردن. ( یادداشت بخط مؤلف ).

جمله سازی با سوزن زدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 این همه جان کندن و سوزن زدن گور خود، با نوک سوزن کندن است

💡 کشش ماهیچه‌های باسن در حالت طاق‌باز خوابیده و کشیدن یک زانو و سپس هر دو زانو داخل شکم هم تمرین مفید دیگری برای برداشتن فشار از روی بورس ناحیهٔ نشیمنگاه است. سوزن زدن، لیزر پرتوان، شاک ویو و تمرینات ثبات‌دهنده درمان‌های جدیدتری هستند که در فیزیوتراپی استفاده می‌شوند.

💡 آزمایش پوستی به دو صورت انجام می‌شود: با چکاندن مقداری از عامل حساسیت زا (آلرژن) روی پوست بیمار و سوزن زدن به آن یا با تزریق مقداری آلرژن زیر پوست.

💡 به سوراخ کردن چرم و مواد دیگر با درفش، درفش‌کاری یا بخیه زدن، یا سوزن زدن، یا خَلانیدن گفته می‌شود.

مریم یعنی چه؟
مریم یعنی چه؟
نیلی یعنی چه؟
نیلی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز