سهام دار

لغت نامه دهخدا

سهام دار. [ س ِ ] ( نف مرکب ) دارنده سهم. آنکه در شرکتی سهم دارد.

فرهنگ فارسی

دارنده سهم آنکه در شرکتی سهم دارد

جمله سازی با سهام دار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ویل اسمیت که سهام دار یک شرکت است بعد از فوت دختر کوچکش افسرده شده، از همسرش طلاق می‌گیرد، با مدیریت شرکت دیگر کاری ندارد و کمتر با کسی حرف می‌زند و بیشتر وقت خود را یا در خانه یا در پارک روی یک نیمکت مخصوص یا در حال دوچرخه سواری می‌گذراند

💡 بانک صادرات با دارا بودن 20 درصد از سهام باشگاه پرسپولیس از سهام داران اصلی این باشگاه محسوب میشود.

💡 در راه اندازی و همیاری در راه اندازی ۱۸ مرکز رادیولوژی که در ۳ مورد از آنها سهام دار بودم، شامل اورگانها، خیریه و دولتی و خصوصی بوده است.

💡 چنین نتیجه‌ای حاصل صادرات به کشورهای در حال توسعه مانند چین (که رشدش به ۹/۵٪ رسیده)، طرح دولتی و بی‌سابقه قانونمندسازی، سطح بالای تحقیق و توسعه، سرمایه‌گذاری بر روی آموزش و همچنین تعدیل نسبی ارزش دادن به سهام داران است.

💡 باشگاه بولینگ عبده یا پرسپولیس یک مجموعه ورزشی متعلق به شرکت سی.آر. سی بود. سهام داران این شرکت علی عبده، محمد خاتمی و فاطمه پهلوی بودند. بیشترین کوشش برای این مجموعه ورزشی از سوی علی عبده بود. از دی ماه ۱۳۴۲ تا آبان ۱۳۴۳ پروژه ایجاد و رسمی کردن این کلوپ ورزشی به طول انجامید و در نهایت در تاریخ ۱۹ آبان ۱۳۴۳ و در حضور مقام‌های رسمی وقت این مجموعه ورزشی به‌طور رسمی افتتاح شد؛

💡 دانش مالی توسط نظام پیچیده‌ای از روابط قدرت، در ساختارهای اقتصادی و سیاسی، در بازارهای جهانی، کنترل و ساختاربندی می‌شود. این فعالیت‌ها به شکل روزافزونی تمرکز تکنیکی و مؤسساتی روی اندازه‌گیری و پوشش روابط ریسک-بازده‌ای را که روی ارزش سهام دار اثر می‌گذارد، پوشش می‌دهند. شبکه‌های مالی اغلب امکان مذاکره، بازاریابی و دادوستد, و تجارت در محصولات و خدمات مالی را برای مشتریان، فراهم سازند.

روله یعنی چه؟
روله یعنی چه؟
ممنون یعنی چه؟
ممنون یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز