سنگ سرمه

لغت نامه دهخدا

سنگ سرمه. [ س َ گ ِ س ُ م َ / م ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) سنگی که از آن سرمه سازند و این ترجمه اثمد است. ( آنندراج ). کحل. ( منتهی الارب ). اثمد.( نصاب الصبیان ). توتیا. ( صراح اللغة ). سنگ انتیمون و اثمد. ( از ناظم الاطباء ): و کانهای گوگردو زاج و سنگ سرمه ( در طبرستان ). ( تاریخ طبرستان ).
سنگ سرمه چونکه شد در دیدگان
سنگ بینایی شد اینجا دیده بان.مولوی.

فرهنگ فارسی

سنگی که از آن سرمه سازند و این ترجمه اثمد است. کحل.

جمله سازی با سنگ سرمه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 صدا چگونه برآید، که این سیه چشمان به سنگ سرمه شکستند شیشه ی ما را

💡 سپند داغ رشکم سوخت از دل سر نزد ناله تو پنداری به سنگ سرمه خوابیدست فریادم

💡 چو کوه طور شود سنگ سرمه سرتاسر سموم قهر تو گر بگذرد سوی کهسار

💡 چه ممکن است غبارم شود به حشر سفید به سنگ سرمه‌ام آن نرگس سیاه شکست

💡 پیکر خاکی به ذوق نیستی جان می‌کند تا نگردد سوده سنگ سرمه بی‌فریاد نیست

پهن یعنی چه؟
پهن یعنی چه؟
پوشینه یعنی چه؟
پوشینه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز