لغت نامه دهخدا
سندان شکاف. [ س ِ ش ِ ] ( نف مرکب ) شکافنده سندان. که سندان را بشکافد و دو پاره کند:
وگر تیغ تو هست سندان شکاف
سنانم بدرد دل کوه قاف.فردوسی.بر گرز سندان شکافش عجب نی
که البرز تخم سپندان نماید.خاقانی.
سندان شکاف. [ س ِ ش ِ ] ( نف مرکب ) شکافنده سندان. که سندان را بشکافد و دو پاره کند:
وگر تیغ تو هست سندان شکاف
سنانم بدرد دل کوه قاف.فردوسی.بر گرز سندان شکافش عجب نی
که البرز تخم سپندان نماید.خاقانی.
شکافنده سندان. که سندان را بشکافد و دو پاره کند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اگر تیغ تو هست سندان شکاف سنانم بدرّد دل کوه قاف
💡 ز تیر غمزه ی سندان شکاف او خطر دارد به سختی گر دل آیینه فولاد است می دانم