سمینه

لغت نامه دهخدا

( سمینة ) سمینة. [ س َ ن ] ( ع ص ) ارض سمینة؛ زمین گردناک که سنگ در آن باشد. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ).
سمینه. [ س َ ن َ / ن ِ ] ( اِ ) پارچه باریک رقیق و تنک. ( آنندراج ) ( برهان ). نام جامه ای که باریک و نازک باشد. ( غیاث ).

فرهنگ اسم ها

اسم: سمینه (دختر) (عربی) (تلفظ: samine) (فارسی: سَمینه) (انگلیسی: samineh)
معنی: مؤنث سمین، چاق، فربه

جمله سازی با سمینه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تپه ساری قامیش سمینه رود در شهرستان بوکان، شمال ساری قامیش واقع شده و این اثر در تاریخ ۱ فروردین ۱۳۴۷ با شمارهٔ ثبت ۸۱۴ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.

💡 این پل تاریخی در ۵ کیلومتری میاندوآب بر روی رودخانه سمینه رود بنا شده‌است. این اثر که قدمت آن به دوره قاجاریه می‌رسد در حال حاضر، در کنار جاده میاندوآب به مهاباد واقع شده‌است. طول این پل ۵۲ متر و تعداد دهانه‌های آن ۷ دهانه می‌باشد. مصالح بکار رفته در این بنا در قسمت پایه‌ها و سیل شکن‌ها، سنگ و در بقیه قسمت‌ها آجر می‌باشد. این بنا به شماره ۲۰۶۸ در فهرست آثار ملی ثبت شده‌است

💡 گر نفس تو در ره خداوند چون خوک و چو خرس شد سمینه

چسی یعنی چه؟
چسی یعنی چه؟
نکوهیدن یعنی چه؟
نکوهیدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز