سلامت رو
مترادفها
چهره سلامت
متضادها
بیماری، ناخوشی، رنج
لغت نامه دهخدا
سلامت رو. [ س َ م َ رَ / رُو ] ( نف مرکب ) آنکه در نظام امور خانه راه اعتدال رود و اسراف نورزد. ( فرهنگ فارسی معین ). آنکه در نظام امور خانه اعتدال نماید و اسراف نورزد و کفایت شعار باشد. ( آنندراج ). با اعتدال و صرفه جو و با عقل معاش. ( ناظم الاطباء ). || بی خطر. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
( صفت ) آنکه در نظام امور خانه راه اعتدال رود و اسراف نورزد.
جمله سازی با سلامت رو
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 همی بروی تو ماند بهار دیبا روی همه سلامت روی تو و بقای بهار
💡 روانشناسان عمومی به انسان ها کمک می کنند تا با مسائل و مشکلات زندگی و بیماری های سلامت روان به طور موثرتری کنار بیایند.
💡 روانشناسان عمومی به مردم کمک می کنند تا مسائل زندگی و سلامت روان را به طور موثرتری ارزیابی و به کار ببرند.
💡 مهر تو دهد پرتو کاین زورق ماه نو گردید سلامت رو بر جنبش این دریا
💡 در حالیکه تهدیدهای قديمي سلامت برای نوجوانان مانند رانندگی در حالت مستی، بارداری نوجوانان و سیگار کشیدن کاهش یافته است، یک تهدید جدید ظاهر شده است و آن تهديد، سلامت روان ضعیف و کاهش تاب آوری است.
💡 مرا بگذار با خار ملامت ای سلامت رو که من بی خار هیهات است پا از جای بردارم