سفله طبع

مترادف‌ها

پست‌طبع، فرومایه، خِس‌طبع

متضادها

شریف طبع، بزرگ‌منش

لغت نامه دهخدا

سفله طبع. [ س ِ ل َ / ل ِ طَ ] ( ص مرکب ) پست. دون. ناکس. که طبع سفلگان دارد:
سفله طبع است جهان بر کرمش تکیه مکن
ای جهاندیده ثبات قدم از سفله مجوی.حافظ.

فرهنگ فارسی

( صفت ) پست سرشت سفله نهاد.

جمله سازی با سفله طبع

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 این چنین کین سفله طبعان رنگند و بوی در زمان ما که گردون دشمن داناستی

💡 هزار گنج گهر در ضمیر من پنهان ز سفله طبعی خود غره گشته‌ام به سفال

💡 نا نی نیافت عاقل ازینچرخ سفله طبع تا چون تنور سینه بسوز جگر نتافت

💡 در خشک سال حادثهٔ چرخ سفله طبع انعام تو مبشر رزق بشر شده

💡 منوش می به حریفان سفله طبع خسیس که تا به وقت خمارت صداع نفزاید

💡 سفله طبع مار دارد، بی خلاف جهد کن تا روی سفله ننگری

کلمات مرتبط