پست فطرت

لغت نامه دهخدا

پست فطرت. [ پ َ ف ِ رَ ] ( ص مرکب ) ناکس. دون. دنی. سفله. فرومایه. رذل.

فرهنگ معین

(پَ. فِ رَ ) [ فا - ع. ] (ص مر. ) ناکس، دون، فرومایه، سفله.

فرهنگ عمید

ناکس، فرومایه.

فرهنگ فارسی

( صفت ) ناکس دون فرومایه سفله رذل.

ویکی واژه

ناکس، دون، فرومایه، سفله.

جمله سازی با پست فطرت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 طبیب پست فطرت خلق را رنجور می خواهد گدای دوربین فرزند خود را کور می خواهد

💡 زمین پست فطرت کیست تا نخجیر من گردد که گردون سینه کبک است پیش چنگ شاهینم

💡 نیست دست بی نیازان پست فطرت چون غبار ورنه افتاده است دامان وسایل بر زمین

💡 از نیاز پست فطرت ناز مردم می کشی بی نیازی پیشه خود کن، به عالم ناز کن

💡 در این میانه من پست فطرتم خزفی که منتظم شده در سلک درو مرجانم

💡 آه من کی عرض حال خود به گردون می کند؟ پست فطرت وقت حاجت بر در هر دون رود

آثار یعنی چه؟
آثار یعنی چه؟
بنده پروری یعنی چه؟
بنده پروری یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز