سربه نیست کردن

لغت نامه دهخدا

سربه نیست کردن. [ س َ ب ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) معدوم کردن. پنهان کردن. سخت نهان کردن. از میان بردن.

فرهنگ فارسی

معدوم کردن پنهان کردن سخت نهان کردن

جمله سازی با سربه نیست کردن

💡 دیده‌بان حقوق بشر گزارش می‌دهد که از سال ۲۰۰۶ نیروهای امنیتی مکزیک سربه نیست کردن افراد را گسترش داده‌اند. همچنین گفته می‌شود که نیروهای امنیتی مکزیک قتل غیرقانونی شهروندان را به میزان قابل ملاحظه‌ای بالا برده‌اند و به‌طور گسترده‌ای از شکنجه، ضرب و شتم، القاء غرق شدگی، شوک الکتریکی و سوء استفاده جنسی به عنوان ابزارهایی برای کسب اطلاعات از قربانیان بازداشت شده، بکار می‌برند. علاوه‌براین، گزارش می‌دهد حملاتی که مقامات یا سازمانهای تبهکار به روزنامه‌نگاران مرتکب می‌شوند، آنها را مجبور به خودسانسوری می‌کند. این گزارش همچنین مشکلات مربوط به کودکان مهاجر غیرقانونی، حقوق زنان و دختران، هویت جنسیتی و حقوق معلولین را متذکر می‌شود.