لغت نامه دهخدا
( سایمة ) سایمة. [ ی ِ م َ ] ( ع ص ) مؤنث سائم. رجوع به سائمه شود.
( سایمة ) سایمة. [ ی ِ م َ ] ( ع ص ) مؤنث سائم. رجوع به سائمه شود.
مونث سائم، گاووگوسفنددرحال چریدن، سوائم جمع
۱ - مونث سایم. ۲ - چارپایانی که در گیاه زاری که همه مسلمانان در آن شریک باشند چریده باشند. ۳ - رمه گوسفند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سایمه خوگیانی متولد ۱۳۵۱از ولسوالی خوگیانی ولایت ننگرهار است. وی تحصیلات متوسطه خود را در لیسه میدان هوایی ولسوالی بگرام در ولایت پروان به پایان رسانید و سند لیسانس خود را در رشته علوم کامپیوتر از پوهنتون کابل کسب کرد و در رشته حقوق و علوم سیاسی در پوهنتون خصوصی آریانا تحصیلات خود را ادامه داد.
💡 سایمه خوگیانی (متولد سال ۱۳۵۱ ولسوالی خوگیانی - ولایت ننگرهار) سیاستمدار افغان و نماینده مردم ولایت ننگرهار در دورههای پانزدهم و شانزدهم مجلس نمایندگان است. وی در مجلس شانزدهم نمایندگان افغانستان عضو کمیسیون منابع طبیعی و محیط زیست میباشد.