سائمه. [ ءِ م َ ] ( ع ص ) تأنیث سائم. رجوع به سائم شود. || و مراد بسائمه آن است که در گیاه زاری که همه مسلمانان در آن یکسان بوند چریده باشند چه اگر ایشان را از خاصه مال خود علف داده باشند زکوة در آن واجب نبود هر چند که به نصاب رسند. ( تاریخ قم ص 17 ). || رمه گوسفند. ( دهّار ).
گاو، گوسفند، اسب، و شتر که خود در بیابان بچرند و علف بخورند، و اگر بیشتر سال را سائمه باشند با شرایط نصاب باید زکات آن ها داده شود.
۱ - مونث سایم. ۲ - چارپایانی که در گیاه زاری که همه مسلمانان در آن شریک باشند چریده باشند. ۳ - رمه گوسفند.
[ویکی فقه] به شتر، گاو یا گوسفند چرنده از چراگاه در طول سال سائمه می گویند.
فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۳۴۴.
...
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 كلمه (تسيمون ) از ماده (اسامه ) است كه به معناى چريدن چهارپايان است، وحيوان سائمه را هم از اين باب سائمه مى گويند. (حيوانى كه خودش مى چرد و برايشعلوفه تهيه نمى كنند).
💡 در مسئله وجوب زكات معتبر است كه حيوان هيچ مقدار ازسال كارى نباشد و بنابراين شرط اگر شتر و يا گاوى در همهسال و يادر قسمتى از سال بكار گرفته شود زكات ندارد هرچند كه سائمه و دهن چرباشد و در اينكه ايا اين شتر كارى است و يا كارى نيست بايد تشخيص آنرا از عرفمطالبه كرد.