زنگ پذیر

لغت نامه دهخدا

زنگ پذیر. [ زَ پ َ ] ( نف مرکب ) که مستعد زنگ زدن و زنگ بستن باشد همچون آیینه و آهن و مس و جز اینها. چیزی که مستعد قبول کدورت و تیرگی و فساد و تباهی باشد:
بهرام خون خصم تو ریزد به تیغ کین
کان تیغ نیست زنگ پذیر اندر آسمان.سوزنی ( از یادداشت بخط مرحوم دهخدا ).دم صبح از جگر آرند ونم ژاله ز چشم
تادل زنگ پذیر، آینه سیما بینند.خاقانی.

جمله سازی با زنگ پذیر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در تمامی شود آیینه مه زنگ پذیر بود ایمن ز کلف تا مه نو لاغر بود

💡 دم صبح از جگر آرند و نم ژاله ز چشم تا دل زنگ پذیر آینه سیما بینند

کونی یعنی چه؟
کونی یعنی چه؟
توبره یعنی چه؟
توبره یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز