زشت کردن

لغت نامه دهخدا

زشت کردن. [ زِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) خراب و تباه کردن. بد و نازیبا کردن. فاسد و قبیح کردن:
وآنکه او خود کرده باشد باز چون ویران کند
خوب کرده زشت کردن کار معنی دار نیست.ناصرخسرو.گرمی و سردی ترا هر دو مثال است از ستم
زآن همی هر یک جهان را زشت و نازیبا کند.ناصرخسرو. || ( اصطلاح کشتی گیران ) مغلوب و زبون کردن حریف. درشتی و بی اندامی کردن. ( آنندراج ):
یوسفی را که به نسبت تو بهشتش کردی
با تو گردست فروکوفت تو زشتش کردی.میرنجات ( آنندراج ).

فرهنگ فارسی

خراب و تباه کردن بد و نا زیبا کردن

جمله سازی با زشت کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نه رواست زشت کردن به جزای خوبکاران دل من چه کرد با تو؟ تو همان بجای من کن

💡 ور نداند زشت کردن ناقص است زین سبب خلاق گبر و مخلص است

💡 قوت نقاش باشد آنک او هم تواند زشت کردن هم نکو

💡 ندارد حاصلی غیر از ندامت حیله اخوان به پیه گرگ نتوان زشت کردن ماه کنعان را

تلوار یعنی چه؟
تلوار یعنی چه؟
ددمنشانه یعنی چه؟
ددمنشانه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز