رویینه خم
لغت نامه دهخدا
رویینه خم. [ ن َ / ن ِ خ ُ ] ( اِ مرکب ) کوس و نقاره بزرگ. ( ناظم الاطباء ) ( از انجمن آرا ) ( از برهان ). رویین خم. ( فرهنگ فارسی معین ):
بزد نای رویین و رویینه خم
خروش آمد و ناله گاودم.فردوسی.برآمد خروشیدن گاودم
دم نای رویین و رویینه خم.فردوسی.بریده سمند سرافراز دم
دریده همه کوس و رویینه خم.فردوسی.برآمد خروشیدن گاودم
جهان شد پر از بانگ رویینه خم.فردوسی.خروش آمد ز دز رویینه خم را
درای نای و کوس و گاودم را.( ویس و رامین ).برآمد دم مهره گاودم
خروشان شد از خام رویینه خم.اسدی.ز فریاد خرمهره و گاودم
علی اﷲ برآمد ز رویینه خم.نظامی.درآمد به شورش دم گاودم
به خمبک زدن خام رویینه خم.نظامی.رجوع به رویین خم شود.
فرهنگ فارسی
( اسم ) نقاره بزرگ کوس.
کوس و نقاره بزرگ. رویین خم
جمله سازی با رویینه خم
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 خروش آمد و نالهٔ گاودم جرس برکشیدند و رویینه خم
💡 بر آمد خروشیدن گاو دم ز دو رویه آواز رویینه خم
💡 بزد نای رویین و رویینه خم برآمد ز در نالهٔ گاودم
💡 برآمد خروشیدن گاودم جهان پر شد از بانگ رویینه خم
💡 بغرید چون رعد رویینه خم زمین در پی بادپا گشت کم