لغت نامه دهخدا
روز گذاردن. [ گ ُ دَ ] ( مص مرکب ) گذرانیدن روز. روز بسر بردن: علاق؛آنچه بوی روز گذارند از علف و قوت. ( منتهی الارب ).
روز گذاردن. [ گ ُ دَ ] ( مص مرکب ) گذرانیدن روز. روز بسر بردن: علاق؛آنچه بوی روز گذارند از علف و قوت. ( منتهی الارب ).
گذرانیدن روز. روز بسر بردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پنجاه و يك ركعت نماز از فريضه و نافله در شب و روز گذاردن.