رطوب

لغت نامه دهخدا

رطوب. [ رُ ] ( ع مص ) مصدر به معنی رطب. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). سپست تر خورانیدن ستور را. ( آنندراج ). یونجه دادن به ستور. رجوع به رطب شود. || سپست درودن. ( تاج المصادر بیهقی ). یونجه چیدن.

جمله سازی با رطوب

💡 رطوبت‌گیر، رطوب‌زدا یا درایر نوعی لوازم خانگی است و معمولاً با هدف سلامت و آسایش یا برای از بین بردن بوی کپک‌زدگی، سطح رطوبت در هوا را کاهش می‌دهد. رطوبت‌گیرهای بزرگ نیز در ساختمان‌های تجاری، مانند سالن اسکیت روی یخ، برای کنترل سطح رطوبت استفاده می‌شوند.

💡 مقدارى از رطوبات كه لازمه ديدن است هميشه در طبقات چشم موجود است و بيرون آمدن آب ازچشم به سبب امور خارجى و داخلى است كه در وقت پيدايش سبب، آب از چشم خارج مى شود.از آن جمله سوزش قلب است كه در اثر تصور و ادراك امور ناملايم و موحش،دل مى سوزد و اشك توليد شده جارى مى شود و ناگفته نماند كه هر قوه كه در كارانداخته شد متدرجا زياد مى گردد و همچنين اگر غالبا شخص به فكر ناملايمات افتاد وگريان شد، البته توليد اشك چشم بيشتر مى شود به طورى كه غالبا چشمش گرياناست و اگر اين حالت سببش امور باقيه از قبيل خوف الهى يا شوق لقاى او يا فراقدوستان او يا غير اينها باشند، بهترين وسيله سعادت است: ((رزقنا اللّه تعالى )).

طی کشیدن یعنی چه؟
طی کشیدن یعنی چه؟
دلخ یعنی چه؟
دلخ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز