رشک بر

لغت نامه دهخدا

رشک بر. [ رَ ب َ ] ( نف مرکب ) رشک برنده. حسود. صاحب غیرت. حاسد. غیور. ( یادداشت مؤلف ):
نباشد هیچ زن را رشک بر شوی
که شوی رشک بر باشد بلاجوی.( ویس و رامین ).

فرهنگ فارسی

رشک برنده. حسود. صاحب غیرت

جمله سازی با رشک بر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 همچو شمع از مجلست گریان و سوزان می‌رویم رشک بر رخ تاب در دل داغ بر جان می‌رویم

💡 بسکه میلرزد چو بید از تاب سرما، شعله را رشک بر اخگر برای جامه خاکستر است

💡 ساغر عیشم به او تا صبح لب بر لب که بود مدعی از رشک بر در چون نمرد امشب که بود

💡 روش نگسسته و در سایه دیوار ننشسته به کویش رشک بر مهر درخشانم نمی‌آید

💡 به یاد شورش عشاق بین که هر شب و روز ز رشک بر سر کویت چه ماجرا دارند

💡 رشک بر شاه جهان آید سکندر را که او چون تو دستوری خرداندیش و حکمت دان نداشت

ددی یعنی چه؟
ددی یعنی چه؟
گلشیفته یعنی چه؟
گلشیفته یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز