دوافروش

مترادف‌ها

داروساز، عطار، داروفروش

لغت نامه دهخدا

دوافروش. [ دَ ف ُ ] ( نف مرکب ) دوافروشنده. داروفروش. آنکه به فروش دارو اشتغال دارد. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به داروفروش شود.

فرهنگ فارسی

( صفت ) آنکه دوا فروشد دارو فروش.

جمله سازی با دوافروش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 پس از چندی بعضی از اعضاء تندرو انجمن مثل علی مسیو، گنجه‌ای، دوافروش و صدقیانی تشکل درون‌گروهی بنام مرکز غیبی را بنیان نهادند که درحقیقت مانند شاخه نظامی عمل می‌کرد و تعلیم افراد و نوشتن شب‌نامه‌ها را اداره می‌کردند.

💡 شریف‌زاده علاوه بر فعالیت فرهنگی، از اعضاء اصلی مرکز غیبی تبریز بود که توسط او و علی مسیو و حاج علی دوافروش و عده دیگر تأسیس شده بود. این مرکز فعالیت‌های مجاهدین را هماهنگ میکرد.

💡 حاج‌علی ترکی یا حاج‌علی دواچی (۱۲۵۰–۱۲۹۰ شمسی) از اعضاء انجمن تبریز و از بنیان‌گذاران مرکز غیبی و شخص دوم بعد از علی مسیو بود. پیشه اش دوافروشی بود و در علم شیمی تبحر داشت. وی از پیشگامان جنبش مشروطه بود و هیئت مدیره مرکز غیبی را اداره می‌کرد.

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران