لغت نامه دهخدا
دهن باز. [ دَ هَم ْ ] ( ص مرکب ) خندان چنانکه در پسته و امثال آن. که دهان باز دارد. ( یادداشت مؤلف ):
لاله تو گویی چو طفلکی است دهن باز
لبش عقیقین و قعر کامش اسود.منوچهری.
دهن باز. [ دَ هَم ْ ] ( ص مرکب ) خندان چنانکه در پسته و امثال آن. که دهان باز دارد. ( یادداشت مؤلف ):
لاله تو گویی چو طفلکی است دهن باز
لبش عقیقین و قعر کامش اسود.منوچهری.
خندان.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نرود گرد یتیمی ز جبین گهرش چون صدف هر که به دریوزه دهن باز کند
💡 و نيز در مجمع گفته: (غسق الليل ) هنگامى است كه تاريكى شب پديد مى آيد، وقتىمى گويند (غسقت القرحه ) معنايش اين است كه زخم و جراحت دهن باز كرد و داخلشنمودار گشت.
💡 تمام زندگى آنان مالامال از ضفدع شد، لباس و يا ظرف و يا طعام و يا آبى نماند مگراينكه پر از ضفدع بود، غذا مى پختند چيزى نمى گذشت كه مى ديدند پر از ضفدع شده، مى خواستند با يكديگر صحبت كنند تا دهن باز مى كردند ضفدع به دهانشان مى افتاد،
💡 جهان به حیله دم اندر کشیده چون نقطه اجل به کینه دهن باز کرده چون پرگار
💡 چون صدف هر که به دریوزه دهن باز کند گرچه در آب گهر غوطه زند، خشک لب است
💡 هر دلی را که محبت صدف راز کند زخمش از تیغ محال است دهن باز کند