دلهام

لغت نامه دهخدا

دلهام. [ دِ ] ( ع اِ ) شیر. ( منتهی الارب ). اسد. ( ذیل اقرب الموارد از قاموس ). || ( ص ) مرد رسای دوربین. ( منتهی الارب ). شخص رسا در امور. ( از اقرب الموارد ).

فرهنگ فارسی

شیر. اسد.

جمله سازی با دلهام

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 و قرآن كريم با حجت هاى قاطع و براهين ساطع خود، انواع شك و ترديدها و شبهاتى راكه در راه عقايد حق و معارف حقيقى مى شود از بين برده با مواعظ شافى خود و داستانهاىآموزنده و عبرت انگيز و مثلهاى دلنشين و وعده و وعيد و انذار و تبشيرش و احكام و شرايعش، با تمامى آفات و عاهات دلهام بارزه نموده همه را ريشه كن مى سازد، بدين جهت خداوندقرآن را شفاى دل مؤ منين ناميده است.

هول یعنی چه؟
هول یعنی چه؟
سرخرگچه یعنی چه؟
سرخرگچه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز