دغا باز

لغت نامه دهخدا

دغاباز. [ دَ ] ( نف مرکب ) فریبنده. ( آنندراج ). مکار. حیله باز. غدار. عیار. خائن. حرامزاده. فریبنده. فریب دهنده. ( ناظم الاطباء ):
از دغابازان نو یک جنس کو
وز حریفان کهن یک تن کجاست.خاقانی. || فریبنده در بازی قمار:
در بزم عشق نرد مرادی نمی زنیم
زآن ره که چون رقیب دغابازنیستم.ملا وحشی ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

فریبنده. مکار.

جمله سازی با دغا باز

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 زان پیشتر که مات شوی در بساط عمر دستی ازین سپهر دغا باز برده به

💡 زان پیش که صحبت اثر خود بنماید صائب ز حریفان دغا باز حذر کن

💡 از دغا بازان نو یک جنس کو وز حریفان کهن یک تن کجاست؟

💡 به زاری گفت شیرین کای دغا باز چو دل بردی ز من چندین مکن ناز

💡 بر این عرصه مشو کژرو چو فرزین دغا باز است گردون مهره برچین

💡 در بزم عشق نرد مرادی نمی‌زدم زانرو که چون رقیب دغا باز نیستم

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران