لغت نامه دهخدا
دشمن کرده. [ دُ م َ ک َ دَ ] ( اِخ ) دهی از دهستان دمشال بخش آستانه شهرستان لاهیجان. سکنه آن 237 تن و آب آن ازاستخر و سالار جوب منشعب از سفید رود است. محصول برنج و کنف و ابریشم. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 2 ).
دشمن کرده. [ دُ م َ ک َ دَ ] ( اِخ ) دهی از دهستان دمشال بخش آستانه شهرستان لاهیجان. سکنه آن 237 تن و آب آن ازاستخر و سالار جوب منشعب از سفید رود است. محصول برنج و کنف و ابریشم. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 2 ).
دُشمَن کُردهِ یکی از روستاهای شهرستان آستانه اشرفیه در استان گیلان است. این روستا در دهستان دهکاه بخش کیاشهر جای دارد. بر پایه سرشماری در سال ۱۴۰۰ جمعیت دشمن کرده برابر با ۳۷۰ نفر ( ۱۶۷ خانوار ) بوده است.
این روستا دارای زمین ورزشی بزرگ، کارخانه برنج کوبی، مدرسه، خانه بهداشت، تالارپذیرایی ( تاج محل ) و نیز استخر پرورش ماهی بسیار بزرگ است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گفتی نزاری چون چنین بر عیب دشمن کرده خو کینی به وجهِ مصلحت از جانِ اعدا می کشم
💡 رتبه ما خاکساران را به چشم کم مبین خاکها ز افتادگی در چشم دشمن کردهایم
💡 دوست میدارم ترا با آنکه بهر خویشتن عالمی بر خسرو بیچاره دشمن کردهای
💡 الله الله تا نگوید دشمنی دوستی و کار دشمن کردهای