درع پوش

لغت نامه دهخدا

درع پوش.[ دِ ] ( نف مرکب ) درع پوشنده. پوشنده درع. زره پوش. زره دار. || ( ن مف مرکب ) زره پوشیده. پوشیده. بازره. پوشیده به درع. ملبس به درع:
مهش مشکسای و شکر می فروش
دو نرگس کمانکش دو گل درع پوش.اسدی.دو ره پیل سیصد چو دریا بجوش
ز برگستواندار و از درع پوش.اسدی.نشسته جوانمردی اطلس فروش
ز خاکستر پیرزن درع پوش.نظامی.

فرهنگ فارسی

درع پوشنده پوشنده درع زره پوش

جمله سازی با درع پوش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بد آتش ز هر حلقه ی درع پوش زبانه زبانه برآورده جوش

💡 همه بد گهر زاده ی تیره هوش سپردار و خنجر زن و درع پوش

💡 هجوم آور شد آنسان لشکر غم که می نیز از حبابش درع پوش است

💡 به هر زورقی لشگری نابکار همه درع پوش و همه ترک دار

💡 سپاه خدا درع پوش آمدند چو دریا همه درخروش آمدند

تعامل یعنی چه؟
تعامل یعنی چه؟
کوس یافتن یعنی چه؟
کوس یافتن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز